موسیقی هیچگاه در محدوده مرزهای جغرافیایی قرارنگرفته است. آنچه تفاوت ها را در جغرافیای موسیقی نشان می دهد، تغییر در ساختار ساز و یا شیوه نوازندگی است که ساز دوتار نیز از آن مستثنی نبوده است.
موسیقی فولکلور، موسیقی زندگی روزمره مردم است و با روح زندگی قومیتها پیوند دارد، به همین خاطر شنیدن یا نواختن این موسیقی برای هر یک اعضای آن قومیت، جذابیتی ویژه دارد و برای کسانی از فرهنگهای دیگرهم موسیقی منحصربه فردی است که شنیدن آن، تجربهای جدید و جذاب است.
از آنجا که موسیقی فولکلور را خوانندگانی از مردم عادی میخوانند، معمولا موسیقی سادهای است که برای رقص هم مناسب است. گاهی دو موسیقی فولکلور متعلق به دو قومیت مختلف به یکدیگر شبیه هستند و این به خاطر تأثیر موسیقیایی است که قومیتها روی یکدیگر دارند.
کارکرد اصلی موسیقی فولکلور حفظ فرهنگ و هویت فرهنگی جوامع مختلف است. چرا که با سنتها و آیینهای سنتی جوامع گوناگون عجین شده است.
این نوع موسیقی بسته به اینکه زادگاهش کجا باشد، ممکن است شامل اجراهای تکنفره و یا گروهی باشد و معلوم نیست چه کسی یا کسانی اولین بار موسیقی فولکلور یک منطقه را ساختهاند و یا ترانههای محلی آن ناحیه را سرودهاند.
دوتار جنوب خراسان که بدست بزرگانی چون عثمان خوافی، غلامحسین ارفع ذولفقار عسگریان، عبداله سرور احمدی و … نواخته شده، نیز در گذر زمان از نظر شکل، ظاهر، مواد بکار رفته، شیوه پرده بندی و غیره دستخوش تغییراتی شده که در این گفتار، به آن پرداخته می شود:
گذری و نظری بر موسیقی خراسان
نگاهی به دوتار جنوب خراسان
این دوتار ( ۱ ) از قدیمی ترین انواع دوتار های موجود در خراسان می باشد و معروف بوده به دوتار خوافی! قدمت صد ساله و یا بیشتر این دوتار حاکی از آن است در قدیم ابعاد سایز و اندازه دوتارها بسیار کوچکتر نسبت به دوره اکنون می باشد کاسه هایی کوچک و با عمق۱۵cm، صدایی بسیار کم حجم و محدود به محیط کوچک و در نهایت از لحاظ وزن بسیار سبک تر نسبت به دوتارهای امروزه هست.
سازندگان این دوتار در گمنامی به سر می برند و سازهای ساخته شده بدون مهر و نشانی بوده است ولی تا آنجا که تحقیقات و پژوهش ها به ما نشان داده است
هنرمندان سازگر به نام استاد محمد حسین ، ممد عمر ، کشمیر افغانی ،رمضان علی،کل ممد خوافی…عهده دار ساخت دوتار در منطقه خواف بوده اند جنس پرده های این دوتار در قدیم از زه و جنس سیم ها از ابریشم بوده است.
این دوتار از قدیمی ترین دوتارهای موجود در خراسان می باشد که قدمتی یکصد ساله و یا بیشتر هم دارا می باشد.در بخشی از مقاله جان بیلی که نتیجه ۱۰ ماه پژوهش بر روی دوتار در سال های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ بوده است می خوانیم:بسیاری از دوتار نوازان شهر هرات که من با آنها کار کرده ام این ساز را به خواف نسبت می دادند چه سازهایی که در تملک دوتارنوازان بوده و چه در مغازه های عطیقه فروشی ساخت خواف معرفی می شدند و بسیاری نمایانگر استاندارد بالای صنعتگری بودند برخی هم می گفتند محبوبیت دوتار نوازی از خواف سرچشمه گرفته است شواهدی وجود دارد که علاقه به دوتار از اوایل قرن ۲۰(به گمانی در دهه ۱۹۲۰) از خواف سرچشمه گرفته است و به مناطق دیگر و هرات سرایت کرده است.من در بازدید از خراسان در ۱۹۷۵ توانستم به این یقین برسم خواف در گذشته به دوتارسازان و دوتار نوازان برجسته معروف بوده است.جدا از تبدیل زه به سیم فولادی که اولین بار توسط موزیسین ها در خواف اتفاق افتاده دیگر تغییر چندانی در دوتار ایجاد نشده است. منبع:(فصلنامه ماهور_سال دهم،شماره ۳۸،زمستان ۸۶) سال ها بعد ژان دورینگ تحقیقاتی در همین زمینه ارائه داد که نتایج حاصل شده مانند نتایج جان بیلی بود
دراین تصویر( ۲ ) تعدادی دسته دوتارقرار داده شده است که قدمتی از ۴۰ سال تا ۱۵۰ سال رادارا می باشند
تزئینات روی دسته حکایت از آن دارد که سازندگان قدیم کاملا به صنعت و استاندارد و زیبایی شناسی آگاه بوده اند و از نقوش محلی و فولک در تزئین دوتار ها استفاده کرده اند
دسته ی سوم از سمت راست مربوط به سال ۶۰ پیش می باشد و ساخته ی ممد عمر افغانی و سعادت دین حسنی معروف به سادات در سال های پایانی حضورش در خواف بوده و بعد از آن کوچانده شده اند به شهرهای اطراف و در همان شهر ها به هنر سازگری پرداخته اند.
تصاویری( ۳ ) که می بینید هنرسازگری هنرمندان افغانی هست که سال های ۵۰ تا اواسط ۷۰ درخواف حضور داشته اند الگوی بسیار متفاوت کاسه ها و دسته های بسیار طویل از نشانه های بارز دوتارهای ساخت دست هنرمندان افغان کشمیر بوده است.
از حدود ۴۰ ، ۵۰ سال پیش الگوهایی با کاسه های بزرگ( ۴ ) در سازهای دوتار خراسان نمود پیدا کرد که اغلب این دوتارهای صدایی زیر داشته اند و کمتر خواننده ای پای چنین سازی می نشست برای اجرای اواز!
صنعت ساخت و ظرافت ها و حساسیت ها در ساخت این دوتار بسیار ستودنی است و مهارت بسیار بالای استاد سازگر را نشان می دهد.
دوتارهای موجود در تصویر( ۵ ) مربوط ۶۰ تا ۷۰ سال پیش می باشد بعدها سازگرها به این نتیجه رسیده اند که تغییراتی را در الگوی کاسه انجام دهند تا به حجم صدای بیشتر و در نوازندگی بتوانند تکنیک های بیشتری رو مورد استفاده قرار بدهند.در ابتدای کار جنس سیم ها از زه و یا ابریشم بوده است و با توجه به پژوهش های آقای ژان دورینگ و قبل تر از ایشان آقای جان بیلی در پژوهش های خود ذکر کرده اند اولین نوازندگانی که از سیم فلزی بر روی دوتار استفاده کرده اند از خواف بوده اند.
معرفی اساتید موسیقی خراسان
بیشک موسیقی خراسان جایگاهی متمایز و خاص در بین مناطق موسیقی کشور را دارد. سرزمین بزرگانی همچون اساتید حسین یگانه، عثمان محمدپرست، محمدرضا شجریان، حاج نور محمد درپور، غلامعلی پور عطایی، حاج قربان سلیمانی، پرویزمشکاتیان و…که زندگی هنری هر کدام از این بزرگان پر از ویژگیهای خاص و منحصر به فرد بوده که تا سالیان سال میتواند الهام بخش فعالیتهای هنری هنرمندان جوان این سرزمین باشد و منبع پژوهشها و تحقیقات فراوان گردد.
استاد عثمان محمد پرست
این هنرمند دوتار نواز ایرانی، متولد خطه خواف از توابع خراسان رضوی و از سن ۱۰ سالگی با دوتار مأنوس بودهاست.
وی از طایفه “بای” که طایفهای دامدار و چادرنشین هستند، میباشد.عثمان محمد پرست، شش پسر و سه دختر دارد. وی دربارهٔ شروع فعالیتهای خود در عرصه موسیقی میگوید :” از دوازده یا سیزده سالگی با دوتار هم نواز شدم و روزها و شبها بعد از فراغت از کار که جوهر هر مرد خوافی است، به سماع روحانی با خویشتن خویش میپرداختم و هیچ گاه استادی در این زمینه نداشتم.
دو تار یعنی عشق، “دوتار”، ساز آرام و ملایمی است که هم نوازنده را آرامش میدهد و هم مردمی را که علاقمند به این ساز هستند.
عثمان محمد پرست، در خصوص منشأ “دوتار” نوازی میگوید:”خاستگاه “دوتار” سه شهر خواف، تایباد و تربت جام است که بیشتر آهنگهای فارسی و محلی میپردازند و بعد از آن هم در قوچان، شیروان و بجنورد “دوتار” رایج است ، که با آن آهنگهای کردی و ترکی میزدند، از آنجا هم به ترکمنها در گنبد کاووس رسید که با “دوتار” آهنگهای ترکمنی مینواختند.
عثمان محمد پرست آثار مطرح و معروفی دارد که از چاوشی و سرحدی گرفته تا دیگر مقامهای این دیار، اجراهای گوناگونی را درعین وحدت آفریدهاست.او اولین کسی بود که در سال ۱۳۵۳ ترانه نوایی نوایی را به اجرا درآورد.
استاد عثمان دیر زمانی است که دارای فعالیتهای خیرخواهانه در حوزه مدرسه سازی نیز میباشد. او از مؤسسان جامعه یاوری فرهنگی به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی مدرسه ساز در ایران بودهاست. او همراه با مجتبی کاشانی و نیز نیکول فریدنی ، همایون حاجی خانی این سازمان را بنا نهاده و در طی سالهای فعالیت خود توانستهاست بیش از ۶۰۰ مدرسه را در مناطق محروم کشور بنا نهد.
در تیرماه ۱۳۹۱ و در مراسم نکوداشت استاد عثمان محمدپرست با حضور هنرمندان، محمود دولتآبادی از سردیس استاد عثمان خوافی رونمایی کرد.
در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۸ تندیس استاد عثمان محمد پرست با حضور هنرمند مشهور استاد داریوش ارجمند در مجتمع فرهنگی هنری مدرس شهر خواف رونمایی شد. در ادامه این مراسم از خالق اثر نوایی با حضور جمع کثیری از مردم و هنرمندان تقدیر شد.
در ۸ شهریور ۱۳۹۶ خورشیدی، نخستین کاشی ماندگار خراسانرضوی در راستای حفظ میراث ناملموس کشور از سوی ادارهکل میراثفرهنگی خراسانرضوی بر سر در منزل عثمان محمد پرست نصب شد.
وی در چند فیلم از جمله:فردا،محصول ایران و ژاپن گفت زیرسلطه من آیید، محصول سال ۱۳۶۲ به نویسندگی و کارگردانی داریوش ارجمند نیز به ایفای نقش پرداختهاست.
استاد نور محمد درپور
نورمحمد درپور در سال ۱۳۱۱ در روستای سرخ سرا از توابع باخرز منطقه تربت جام و روستای یادگار، دیده به جهان گشود.
او آموزش دوتار و روایتهای حماسی و تغزلی موسیقی منطقه خراسان را نزد اساتید نامی منطقه حاج جهانگیر خان، حاج مرتضی پری، حاج عبدالحمید رسولی، ملاداد خدا کبودانی و ملا یاسین مریدار آموخت و سبکهای خوانندگی حلقه ذکر را از خلیفه ملا سلطان و ملا پایند بلوچ فراگرفت.
وی مثنوی خوانی را نیز از بزرگانی همچون ملا مقری و آخوند ملا مختار و غزل خوانی را از مولاداد هزاره پل بندی و حاج لطف الله هزاره آموخت.
درپور همانند بسیاری دیگر از خنیاگران و راویان موسیقی مناطق از طریق جشنواره موسیقی فجر و نیز جشنواره های آیینه و آواز، موسیقی حماسی و نیز جشنواره موسیقی نواحی کرمان و جشنوارههای ذکر و ذاکرین به جامعه موسیقی معرفی شد و سپس به عنوان نوازندهای صاحب سبک و شیوه اجراهای متعددی را در کشورهای خارجی به صحنه برد.
اجرای او در جشنواره موسیقی مقدس برلین در سال ۲۰۰۲ که به همراه محمدرضا درویشی و فرید سلمانیان در جشنواره حضور یافته بودند، تماشاگران را سخت تحت تاثیر قرار داد.
او از معدود بازماندگان صاحب سبک در منطقه جنوب خراسان بود که گنجینهای از نغمه های شفاهی موسیقی این مناطق را در سینه داشت و میتوان او را نماد موسیقی عرفانی منطقه تربت جام و خراسان به شمار آورد که در روایتهایش همهگاه از شعر شاعران و عارفان نامی این منطقه استفاده کرده است که از جمله آنها میتوان به شاعران و عارفانی چون حاج قاضی جلال الدین فقهی سلجوقی، ملا عبدالرئوف مجیدی شیخ احمد جامی، مولاناعبدالرحمن جامی اشاره کرد.
درپور طی سفر به کشورهای آلمان و هلند توانست موسیقی عرفانی خراسان را به خوبی به جهانیان معرفی کند، از درپور آلبومی تحقیقاتی نیز درباره موسیقی خراسان منتشر شده است.
او آثاری را نیز در واحد موسیقی مرکز خراسان رضوی اجرا کرده است که از آن جمله می توان به مقام های خالق یکتا،صمدا ، الله مدد اشاره کرد.
نورمحمد درپور در جایی درباره آموختن هنر موسیقی گفته است:دوتار را خودم یاد گرفتم. آنقدر زدم تا یاد گرفتم. آواز را اما پیش چندتا از استادان قدیمی آموختم. ملایاسین مریدار، ملادادخدا، ملاعیسی کبودانی، استادانم بودند. هزاران بیت از حفظ دارم که همه و همه یاد خداست…
او با همراهی ذوالفقار عسگری پور برخی از مقام های این منطقه همانند : هزارگی، جمشیدی،وفای ،مهربانی نیست، صمدا، جان زمان، دو بیتی، الله مدد، مشق پلتان، اشتر خجو، نوایی، سه چکه در آن نواخته و خوانده از جمله کارهای کلاسیک مرتبط با این سبک نوازندگی و خوانندگی در موسیقی خراسان به شمار میرود که از او در بازار موسیقی موجود است.
اجرای تصویری “غزل کوچه باغی باش تا حسن نگارم خیمه بر صحرا زند” از جمله کارهای شناخته شده نورمحمد درپور به شمار می رود.
درپور در سال ۸۵ به عنوان یکی از ۴ استاد برجسته موسیقی نواحی به حج اعزام شد و در سن ۸۱ سالگی به بیماری دچار شد و تحت درمان و شیمی درمانی قرار گرفت.